روزمره خسته کننده به همراه حجم زیادی از عکس!

امروز بعد از مدتها پا به بیرون از شهر خویش گذاشتم"-"..دقیقا یه سال کامل بود جز اطراف رفسنجان جای دیگه ای نرفته بودم._.- و دیروز مامان پیشنهاد داد بریم کرمان و خوب به عنوان کسی که یه سال کامل در کنج اتاق خویش به سر میبردم بلافاصله قبول کردم!

اهم..بیاید ادامه مطلب

  • mochi ^-^
  • چهارشنبه ۴ فروردين ۰۰

معلم عزیز..

معلم عزیز،من هم میتونم از روی درس بخونم!وظیفه شما دوست عزیز اینه که درس رو توضیح بدید نه اینکه فقط از روی متن درس بخونید،بدون هیچ توضیحی!=-=

 

#به وقت درس خوندن برای امتحانات پایانی خرداد ماه:"

  • mochi ^-^
  • سه شنبه ۳ فروردين ۰۰

قشنگی های امسال(:


خوب..آره!این دومین پست امروزه((:و البته..اولین پست امسال!یه جور..خوشحال کنندیه(:امروز..واقعا بهم خوش گذشت!میدونید..اون گرفتن عیدی ها و دور هم بودن حس خوبی بهم میداد..اون سفره با سلیقه هفت سین چیده شده روی زمین..همه چیز یه جورایی طراوت بخش بود*-*

میدونید..این چند وقته آخر سال یکم روزام سیاه بودن..ولی امروز..عالی بود بعد از چندین وقت،واقعا خوب بود(:

مامانم امروز میگفت پارسال عید موقع تحویل سال من خواب بودم!-__-و من اصلا یادم نمیومد:/و بعد به این نتیجه رسیدم که به همین خاطر بود که کل سال همش خوابم میومد"-"..یعنی از صبح تا شب تو خونه راه میرفتم میگفتم خستـــــمــه:"
و امیدوارم امسال حداقل خوابالو نباشم:")

و راستی..موقع تحویل سال..برای اولین کسایی که دعا کردم شماها بودین!دعا کردم کنکوری های بیان موفق باشن و همچنین همتون کل سال خوشحال باشید و دیگه غمگین نباشید(:امیدوارم دعاهام کارساز باشن(:

و یه کار جالب کردم.تصمیم گرفتم برای خودم توی سال آینده یه دونه نامه بنویسم و بزارمش یه جا بمونه و سال بعد بخونمش:)و البته..با دخترخاله و دختر دایی هام این کارو انجام دادم..و میدونید اونا نسبت به من خیلی چیزای بهتری نوشتن..با اینکه من نخوندمون ولی کاملا معلوم بود که چیزای خوبی نوشتن!و دختر خالم میگفت اهدافتو بنویس.ولی من..هیچ هدف خاصی نداشتم..مگه اینکه بتونم شغل و رشته موردعلاقمو پیدا کنم و خوب آدم بهتر و قوی تری بشم..و خوب..فقط تونستم همینا رو توی نامه ام بنویسم..و حس میکنم خیلی یجوریه که هیچ هدفی ندارم..حس بدی بهم میده..حس اینکه آدم بیخودیم..

توی نامه نوشتم که دختر قوی تری باشم و به دیگران کمک کنم قوی تر باشن و همچنین لیست انیمه ها و کتاب ها و فیلم های خویش را تموم کنم و بتونم آدم بهتری باشم و خودمو دوست داشته باشم و البته نسبت به هر چیز کوچیک و بزرگی گریه نکنم و وقتی داشتم سال دیگه این نامه رو میخونم آدم بهتری شده باشم(: ..امیدوارم بتونم به همشون برسم^-^

و میدونید امسالی که گذشت..واقعا خیلی بزرگتر شدم..و میدونید چیزهای خیلی زیادی یاد گرفتم..با کیپاپ آشنا شدم،آدمای دوست نما زندگیمو ریختم توی سطل آشغال،اومدم بیان،در برابر همه سختی ها ایستادگی کردم،با نیمچه افسردگیم مبارزه کردم،دوست های مجازی خوبی پیدا کردم*-*،کیک های مختلف پختم و توشون ماهر شدم*^*،انیمه های جدید دیدم،خودمو بیشتر شناختم و آدم بهتری شدم(:
امیدوارم مثل سالی که گذشت..امسال هم چیزهای زیادی یاد بگیرم^^

باز هم عیدتون مبارک*-*و همچنین امیدوارم عیدی هاتون رو امسال بگیرید از فامیلXD

پ.ن:من چرا نمیتونم به این 31 نظر تایید نشده جواب بدم؟:|فکر کنم مرض عشق کتاب به من منتقل شده"-"..

پ.ن:پینترستم پر شده از عکس های این انیمه:")من ازش نمیکشم بیرونTTتازه هنوز قسمت های جدیدشو ندیدم._.

پ.ن:هعی..میدونم این چند وقته خیلی بهتون کامنت ندادم..و متاسفم بابتش:")جبران میکنم..

پ.ن:واقعا و از ته دل دوستون دارم بیانی ها(":اگر شما نبودین..خیلی از خوشی های امسالمو تجربه نمیکردم..

  • mochi ^-^
  • شنبه ۳۰ اسفند ۹۹

سال نو مبارک

ولی با این همه..امیدوارم سال خوبی داشته باشید همگی^-^

و..امسال به اهدافتون برسید(:

آرزوهای قشنگ قشنگ براتون میکنم*-*

  • mochi ^-^
  • شنبه ۳۰ اسفند ۹۹

واقعا چی شد؟!

امسال داره نفس های آخرشو میکشه..و من دارم به این فکر میکنم امسال چی شد؟

ولی..یه تمایل عجیبی دارم که امسال تموم نشه!میخوام فردا هم چشمامو باز کنم و هنوز 1399 باشه و من یه روز دیگه رو بگذرونم..با اینکه تا همچین چند وقت پیش ثانیه ها رو برای تموم شدن امسال میشمردم.ولی الان..میخوام امسال کــــش بیاد و تموم نشه!

حس میکنم هر چقدر به ثانیه های تحویل سال نزدیک میشم تپش های قلبمم کمتر میشن و وقتی سال تحویل شد قلبم از کار بیفته!

چرا اینقدر امروز عجیب شدم؟!..

حس میکنم بار غم تمام امسال رو روی شونه هام حس میکنم و مثل اینکه قرار نیست حتی توی ثانیه های آخر من رو رها کنن.

ولی میدونی..از امسال پشیمون نیستم!اصلا و ابدا..شاید سالهای قبل با خودم میگفتم وای خیلی کارها رو انجام ندادم..ولی حس میکنم همین که هنوزم دارم نفس میکشم یعنی تونستم همه اون چیزا رو از سر بگذرونم نه؟اما هنوزم بار عذاب وجدان کارهای اشتباه امسالم روی شونه هامه..اعتماد به آدمای اشتباه،دوست نامیدن آدمای مزخرف،تصمیمات از روی عصبانیت و احساسات جریحه دار شده..

ولی..من چرا حس میکنم قرار نیست با گذشتن امسال تغییری ایجاد بشه؟مثل دیگران فکر نمیکنم که قراره با شروع شدن سال جدید اتفاق جدیدی بیفته.هنوزم همون من قدیمی هستم و زندگی قدیمی. و هیچی قرار نیست تغییر بکنه..حس میکنم ما داریم خودمون رو با سال جدید و شروع جدید گول میزنیم!و با خودمون میگیم امسال با سال های دیگه فرق میکنه.
به نظرم هنوزم همون ما هستیم.فقط بستگی به من و تو و سرنوشت داره که بخوان تغییر بکنن یا نه.فقط همین(: ..

  • mochi ^-^
  • جمعه ۲۹ اسفند ۹۹

توضیحات رفتاری یا رفتارات توضیحی؟

سلام سلام سلام!

الان که دارم اینا رو مینویسم یه دلهره عجیبی افتاده تو دلم و هی داره دلم مثل ماشین ظرف شویی هم میخوره!نمیدونم چرا..فکر کنم به خاطر اینه که این چند وقته خیلی پست درست و درمون ننوشتم:/در واقع..از اسفند به بعد"-"..حس میکنم از نوشتن فاصله گرفتم و کلا رفتم توی یه حالات دیگه.

اول اینکه به خاطر این پستای مودی این چند وقته معذرت میخوام:"/هی نوشتم پست کردم و دوباره پیش نویس کردم و دوباره پست کردم و دوباره پیش نویس._.خودمم فاز خودمو نمیتونم درک کنم"-"..واقعا خودمم موندم امروز صبح بعد از نیم ساعت بالا پایین کردن اون پست و سه ساعت گشتن دنبال عکس مناسب چرا پیش نویسش کردم؟|:

و خوب اسم پست به این دلیله که..خوب واضحه نه؟"-"میخواستم رفتار این چند وقتم رو توضیح بدم..و البته پستاتون هم میخوندم..فقط توان کامنت دادن رو نداشتم:"/

امروز صبح داشتم توی پینترست دنبال عکس پروفایل میگشتم تا عکس پروفایلم رو عوض کنم چون ازش خسته شده بودم._.
و بعد با عکس این دختری که بالا مشاهده میکنید مواجه شدمD':و همون موقع دلباخته این دختر ناز شدم*-*
و چون اسم انیمه رو کنار عکس نوشته بود بلافاصله سرج کردم اسم انیمه رو و همون لحظه بدون هیچ تحقیقی و حتی ژانر و یا قسمت های انیمه رو نگاه کنم قسمت اول رو پلی کردم!
برای منی که همیشه با یه عالمه تحقیق و ال و بل انیمه ای رو شروع میکنم خیلی کار بعیدیه:/ولی خوب..چه میشه کرد من شروعش کردم:")
و حدس بزنید چی شد؟بی وقفه تا قسمت هفتش رو تماشا کردم!
با اینکه تا حدودی انیمه تخیلی ای هستش ولی تا به الان همه چیزهایی که توش نشون داده تمام مشکلات ما نوجوون هاست:")تمام مشکلاتی داریم باهاشون دست و پنجه نرم میکنیم..و خیلی چیزای دیگهD':به نظرم واقعا ارزش دیدنشو داره..با اینکه یکم روند داستان گیج کنندست و هنوز انیمه رو تا آخر ندیدم ولی به نظرم ببینیدش:""

+حتما وقتی تمومش کردم یه معرفی ازش میزارم*-*اسم انیمه هست:wonder egg priority
+واقعا از عجیب بودن این چند وقته سرم سوت میکشه..
+هنوز چالش سی روزه آهنگ رو ننوشتم._.منو ببخشید ولی کلا من آدم منظمی نیستم..ولی سعی میکنم منظم بشم و هر شب بنویسمش(":
+از خیلی وقت پیش تصمیم داشتم یه جمع بندی برای امسالی که گذروندم بنویسم..ولی هنوز موفق به نوشتنش نشدم..
+همه کتابای نمایشگاهم رو خوندم به جز دونده هزار توD':نمیدونم چرا..نمیتونم شروعش کنم.

  • mochi ^-^
  • سه شنبه ۲۶ اسفند ۹۹

چالش سی روزه آهنگ!


سلام((:
دوست داشتم توی این چالش شرکت کنم^-^
این چالش از اینجا شروع شده.

شروع:11 اسفند 99

روز اول: آهنگ مورد‌علاقه‌ات.

آهنگی که چند وقته روش خیلی قفلیم اینه:")این اولین آهنگی بود که وقتی آرمی شدم اومد بیرون*-*

Your eyes tell_by:BTS

دقیقا وقتی برای اولین بار گوشش دادم براش مردم..این آهنگ قفلی جدیدمه..و خوب باید بگم براش میمیرم؟
هوسوکی واقعا چطور تونستی این همه سال این آهنگ به این قشنگی رو مخفی کنی؟T^T

Blue Side _by:BTS(J-hope)

روز دوم: آهنگی که کمتر از همه دوستش داری.

آهنگی نیست که دوستش نداشته باشم..خوب مسلما آهنگی رو دانلود میکنم که دوسش دارم:)

روز سوم:آهنگی که خوشحالت میکنه.

خیلی زیادن!ولی خوب چندتاشون رو مینویسم:)

Celebrity _by:IU
(دقیقا دو روز کامل بعد از بیرون اومدن این آهنگ بی وقفه گوشش دادم!بی جنبه که میگن منم..)
Make It Righ _by:BTS
Anpanma _by:BTS
Micdrop_by:BTS
Blue Hour_by:TXT
(از اولین آهنگ هایی بود که از تی اکس تی شنیدم و یک دل نه صد دل عاشقشون شدمT-T)

روز چهارم:آهنگی که باعث میشه ناراحت بشی.

Into The I-LAND_میتونین این آهنگ رو هم با صدای آیو هم با صدای خود اعضای آیلند پیدا کنن^^
(میدونین چرا این آهنگ ناراحتم میکنه؟(":چون منو یاد تک تک اعضای ایلند و سختی هاشون و گریه هاشون میندازه و قلبم مچاله میشه..)

Love Poem_by:IU

Nothing Like Us _cover by:jungkook
(این آهنگ..هر بار گوشش بدم بی استثنا گریم میگیره(:حتی اگه اون لحظه خوشحال ترین آدم دنیا باشم..و یه جورایی قلبمو میفشاره..)

The Truth Untold_by:BTS

Lovely_by:Billie eilish

روز پنجم:آهنگی که تو رو یاد یه کسی میندازه.

Sweet Night_by:V

Spring Day_by:BTS

Run _by:BTS

Flicker_by:Enhypen

گاهی دلم میخواد این آهنگا از روی زمین محو شن:)

روز ششم:آهنگی که تو رو یاد جایی میندازه.

فعلا که همچین آهنگی وجود خارجی نداره..امیدوارم بعدا هم نداشته باشه(:

روز هفتم:آهنگی که تو رو یاد یه اتفاق خاص میندازه.

متاسفانه این آهن هم وجود خارجی نداره:/

روز هشتم:آهنگی که کل لیریکشو بلدی.

Fake Love_by:BTS

Sweet night_by:V

Spring Day_by:BTS

به این خاطر از این آهنگا متنفرم چون یه روزی اینا رو برای یه نفر خاص حفظ کردم..(:

روز نهم:آهنگی که میتونی باهاش برقصی.

کلا با هر آهنگ بیس داری میتونم برقصم*-*ولی بیشتر با اینا حال میکنم برای رقص(:

Back Door_by:stry kids

IDOL_by:BTS

Anpanman_by:BTS

Not today_by:BTS

 

  • mochi ^-^
  • يكشنبه ۲۴ اسفند ۹۹

خانه ی ارواح

بادهای شدید دارن میوزن..
و خونه داره به طرز وحشتناکی چراغاش خاموش روشن میشه..
فقط مونده از توی راهرو یه روح بیاد بیرون..
موندم چطوری قراره با این وضعیت بخوابم امشب؟._. ..
گوش بدید

+اصلا هم به خاطر اینکه دلهره و نگرانیمو(که به خاطر یه چیز دیگست) خالی کنم پست نذاشتم(:
+میدونید مسخره ترین چیز دنیا چیه؟دلهره(:
+از اون مسخره تر؟دلتنگی..
+چقدر این چند وقته شب پستای چرت و پرت گذاشتم..

  • mochi ^-^
  • جمعه ۲۲ اسفند ۹۹

چهارده لبخند سال نود و نه!

دوست داشتم لبخندهای امسالم رو نگه دارم~

1.اون کیکی که گرفته بودم طرفش و دهن بازش از تعجب و هیجان((":خیلی خوب بود اون روز..هیچ وقت نمیتونم فراموشش کنم!

2.وقتی فهمیدم ** ** ** ** ** ****T-T(ببخشید..نمیتونستم اینجا بنویسمش!پس..سانسورش کردم^-^)

3.تمام لحظاتی که با بی تی اس گذروندم(:بهترین لحظات عمرم میمونن.

4.چت های طولانی با شما و خنده هایی که دیگه هیچ وقت تکرار نمیشن!

5.وبلاگ زدم..این بهترین بخشش بود.وقتی اولین پستم رو گذاشتم خوب یادمه..داشتم از هیجان میلرزیدم:")

6.اون بیدار موندن تا نصفه شب  کتاب خوندن(:

7.نودل میپختم و سعی میکردم شبیه کره ای ها بخورمشD":

8.دبیو انهایپنT^Tهنوزم نمیتونم باورکش کنم!

9.وقتی آلبوم BE بیرون اومد!

10.وقت هایی که بارون میومد و زیرش بودم:))

11.وقتایی که میتونستم حس شخصیت انیمه رو درک کنمT-Tو کلا انیمه دیدن(":

12.وقتی که نگرانم بودید همتون(":

13.وقتی بیان بعد از چند روز خرابی درست شدTTدلم میخواست از خوشحالی گریه کنم..

14.تولد شوگا شی..(:

+آره"-"..نمیتونستم از این بگذرم که فقط نه تا بنویسم._.میدونم برخلاف چالشه ولی اهمیتی نمیدم:|
چالش از اینجا شروع شده.و مرسی از نوبادی چان که دعوتم کرد*-*
و از حنا دعوت میکنم*-*

پ.ن:چرا..نه واقعا چرا..مامانم از من نمیپرسه دلت میخواد کمکم کنی توی این کار یا نه._.دیشب رسما به این کارش از هفت خان رستم گذشتم:"/
پ.ن:تصمیم به درس خوندن گرفتم و بعد زارت نتونستم درس بخونم:/
پ.ن:حس میکنم یه عالمه حرف تو دلمه که باید بگمشون وگرنه میترکم..
پ.ن:میتونم مدال طلای مزخرف ترین شب عمرمو به دیشب بدم((:(البته باید یه سری چیزا رو فاکتور بگیرم:/)
پ.ن:آدم رو مخیم نه؟

  • mochi ^-^
  • جمعه ۲۲ اسفند ۹۹

Happy Birthday My Suger


خنده هات..منحصر به فردترین چیز توی دنیا هستن~

همراه با متن اینم گوش بدید.

بهت نگاه کردم و تو با لبخندت قهوه تلخمو شیرین کردی(:

شوگا شی..میخواستم برات همه چیزمو امروز بزارم..میخواستم کاری که از دستم بر میاد انجام میدم ولی بعد چی شد؟حتی به لایوت هم نرسیدم..میخواستم زنده ملاقاتت کنم شوگا شی..ولی اونم نتونستم!

من نمیتونستم برای تولدت مثل بقیه عکساتو این ور و اون ور بزنم!من نمیتونستم به بچه های یتیم کمک کنم یا هر چیز دیگه ای..دلمو خوش کردم به کیکی که میخواستم برات بپزم و گربه ای که روش میخواستم بکشم..ولی چیشد؟به افتضاح ترین شکل ممکن همه چیز خراب شد..حتی..حتی سر خریدن مواد کیک گریمو در آوردن!ولی من فقط میخواستم برای قهرمانم..برای تو یه کیک ساده بپزم و بیام لایوت..ولی نتونستم!

من تمام سعیمو کردم این دو روز ولی نتونستم..من از همون اول..از همون اول که دیدمت میخواستم شبیه تو باشم!میخواستم قهرمان باشم..میخواستم بهم افتخار کنی(:

ولی بعد..من حتی نتونستم خودمو دوست داشته باشم.من حتی نتونستم از پس زندگی سادم بربیام دیگه چه برسه شبیه تو باشم..مثل تو بتونم با تمام دنیا بجنگم..

میدونی حس میکنم اصلا فن خوبی برای تو نیستم..تو یه چیز فراتری!و من چی؟

به خنده هات چشم میدوزم و لبخند میزنم..اشکاتو میبینم و گریه میکنم..لایوی رو که بعد از عمل شونت گرفتی رو یادته؟هنوزم حرفای اون لایو رو یادمه..اونقدر خونسرد در مورد شونت حرف میزدی انگار چیزی نشده!اما شده بود..و من دیگه نتونستم ادامه ی اون لایو رو از فرط گریه نگاه کنم.. الان هم دارم اشک هامو سریع پاک میکنم که یه وقت تاثیری روی متن نذاره گریم..ولی من نمیتونم گریه نکنم..بهت فکر میکنم و گریم میگیره..چطور میتونم گریمو بند بیارم؟

وقتی تنها بودم..میتونستم روی تو حساب کنم..میدونستم که هر چقدر بهت بی محلی کنم بازم اونجا وایسادی و به من نگاه میکنی بازم منو دوست خواهی داشت و افتخار میکنی!حتی اگر..اگر مزخرف ترین آدم توی دنیا باشم بازم بهم افتخار میکنی..و دارم به این فکر میکنم من چیکار کردم؟حتی نمیتونم یه استریم خشک و خالی که همه آرمی ها انجام میدن انجام بدم..من آدم مزخرفیم شوگا شی..

امروز 28 سالت شده..28 ساله که بدنیا اومدی تا اینجا باشی..تا قلب منو هزاران آدم رو گرم کنی..بدنیا اومدی که :] اینجوری لبخند بزنی..شکری باشی که زندگی هزاران نفر رو شیرین میکنه و با صداش بهمون امید میده..گربه ای که قلب ما رو آروم میکنه..کسی که وقتی بحث موسیقی پیش بیاد جدیه..و برای آرمی هاش هر کاری میکنه..

شوگا شی..تو همیشه فوق العاده میمونی برای من..میدونم..امروز هیچ چیز اونطوری که میخواستم پیش نرفت..و من هنوزم نتونستم خودمو پیدا کنم..هنوزم نتونستم خودمو دوست داشته باشم..هنوزم نتونستم برم دنبال آرزوهام..و من بابتش متاسفم..اما بدون که من همیشه دوستت خواهم داشت..همونطور که یه فن دوستت داره:)واقعا اگه پیدا نمیکردمت چی میشد؟:)

چطور میتونین بهش نگاه کنین و لبخند نزنید؟:)

  • mochi ^-^
  • سه شنبه ۱۹ اسفند ۹۹
میدونی چیه؟
زندگی ناسازگاری های زیادی داره. ولی بیا با تمام توانمون از زندگی سختمون لذت ببریم:)♡